زیبا &ndash 1375
چنان که اعلام شده، عنوان گفتار امروز « منشاء ظهور امپرسیونیسم» است، ومطالبی هم که بیان خواهد شد عمدتاً مربوط می&zwnj شوند به شرایط و عوامل موثر در تکوین این جنبش هنری. بنابراین در اینجا به بررسی و تحلیل سبک و اسلوب کار نقاشانی که &rdquo امپرسیونیست&ldquo نام گرفته&zwnj اند، نخواهم پرداخت. بااین حال ، لازم به نظر می&zwnj رسد که سخن را از خودِ امپرسیونیسم و مشخصات کلی آن آغاز کنم.
امپرسیونیسم (Impressionism) در دهه 70 قرن نوزدهم پدید شد، و غالبا آن را سرآغاز تاریخ هنر مدرن محسوب می&zwnj کنند. قبل از هر چیز، باید یادآور شوم که امپرسیونیسم یک پدیده&zwnj ی فرانسوی، ویا دقیق&zwnj تر بگویم، یک پدیده&zwnj ی پاریسی بود.
اصطلاح &rdquo امپرسیونیسم&ldquo را نخستین بار یک منتقد و روزنامه&zwnj نگار فرانسوی بنام لویی لُروا (Louis Leroy) در سال 1874 برای توصیف آثار نقاشانی به کار برد که تحت عنوان « انجمن بی نام هنرمندان» نمایشگاهی در محل عکاسخانه نادار (Nadar) برپا کرده بودند. (خود این آقای نادار کاریکاتور سازی بود که به عکاسی روی آورده بود و از اولین کسانی بود که عکاسی را به عنوان یک هنر معرفی کرد.)
این واژه &rdquo امپرسیونیسم &ldquo درآن زمان با معنای دیگری مصطلح بود و نقاشانی چون کانستبل (Constable)، دُلاکروا (Delacroix ) و کُرو (Corot) از آن استفاده کرده بودند. کلمه امپرسیونیسم تقریباً &rdquo پرداخت سرسری و سطحی&ldquo و &rdquo نقاشی شتاب زده و ناتمام &ldquo معنا می داد و بنابراین بارمنفی داشت. لویی لروا هم آن را درهمین معنا به کار برد. او در شماره&zwnj ی 25 آوریل 1874 مجله&zwnj ی طنزنویس &rdquo شاری واری &ldquo (Le Charivari) در یک مقاله انتقادی و کوبنده تحت عنوان « نمایش امپرسیونیست ها» ، کارهای این نقاشان را خام و سطحی و بی&zwnj ارزش خواند. به خصوص، یک نقاشی منظره اثر کلود مُنه (Claude Monet) که با عنوان&rdquo امپرسیون : طلوع آفتاب&ldquo (Impression,Soleil Levant)در نمایشگاه عرضه شده بود، بهانه&zwnj ای برای این نامگذاری به لُروا داده بود. نمایشگاه مورد نقد، آثار تقریباً 30 نقاش رادر برمی&zwnj گرفت که نه فقط هدف و برنامه&zwnj ی معینی را اعلام نکرده بودند، بلکه به لحاظ سبک و اسلوب کار نیز مشترکات بارزی نداشتند. شاید تنها وجه مشترکشان را بتوان عدم تبعیت آنها از اصول هنر آکادمیک دانست [ بعداً درباره&zwnj ی هنر آکادمیک توضیح خواهم داد] .
به هر حال، این نمایشگاه به مدت یک ماه دایر بود و حدود 3500 نفر از آن دیدن کردند، برخی برآشفته شدند و برخی هم کارها را به مسخره گرفتند. در سال&zwnj های بعد نیز هفت نمایشگاه دیگر در این زمره &ndash ولی نه توسط همه شرکت کنندگان نخستین نمایشگاه &ndash برپا شدکه هیچ یک از آنها رسماً نام &rdquo امپرسیونیست &ldquo را برخود نداشت. (نمایشگاه&zwnj ها به ترتیب در سال&zwnj های 1876 ، 1877 ، 1879 ، 1880 ، 1881 ، 1882 ، 1886 برگزار شدند). اما نامی که لُروا براین گروه از نقاشان نهاده بود، از نمایشگاه سوم (یعنی 1877)، مورد قبول آنها قرار گرفت. بدین ترتیب ، جریان تازه&zwnj ای که در هنر فرانسه پدید شده بود، تحت نام &rdquo امپرسیونیسم &ldquo تثبیت شد.
واما این هنر آکادمیک که امپرسیونیست&zwnj ها در برابر آن واکنش نشان داده بودند، چگونه هنری بود؟ این اصطلاح برای توصیف آثاری به کار می&zwnj رفت که سازندگان آن خود را وارث و پاسدار سنت دیرین کلاسیک می&zwnj دانستند، اما عملاً بر حقانیت نظم اجتماعی موجود تاکید می&zwnj کردند.شالوده&zwnj ی هنر آکادمیک در فرانسه با تاسیس آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا (1664 ) ریخته شد. این آکادمی، هنر را یکسره به خدمت حکومت لویی چهاردهم گرفت. ساز&zwnj و کار آن چنین بود که از یک سو هنر را کنترل می&zwnj کرد و از سوی دیگر آن را مورد حمایت قرار می&zwnj داد. قدرت نمایی نظام آکادمیک &ndash با تاکید متعصبانه برسنت ، و با این اعتقاد که از طریق کنترل آموزش هنر می&zwnj توان سبک هنری را تحت ضابطه&zwnj ی معین درآورد، و نیز با ایجاد محدودیت واقعی در بیشتر شکل&zwnj های حمایت رسمی از هنر &ndash در نیمه نخست قرن نوزدهم کاملاً برقرار بود. رییس آکادمی بر دو چیز همواره پا فشاری می&zwnj کرد:اهمیت سنت؛ و ارزش&zwnj های نسبی برخی انواع نقاشی &ndash به خصوص نقاشی تاریخی و دارای موضوع&zwnj های مذهبی. مهم ترین محل ارائه آثاری از این دست، نمایشگاه&zwnj های بزرگ سالانه&zwnj ای بود که &rdquo سالن &ldquo (Salon)نام داشت.
از میان هزاران اثری که هر ساله به سالن فرستاده می&zwnj شدند، فقط کارهایی اجازه نمایش می&zwnj گرفتند که با ضوابط معین آکادمی مطابقت می&zwnj داشتند. چنین بود که آثار هنرمندان نوآور غالبا به نمایشگاه راه نمی&zwnj یافتند. به همین سبب نیز کوربه(Courbet) پس از چند بار مردود شدن، با اقدامی جسورانه و بی&zwnj سابقه مقارن با سالن 1855، نمایشگاهی مستقل از آثارش برپا کرد [این اقدام را می&zwnj توان زمینه&zwnj ساز نمایشگاه&zwnj های مستقل امپرسیونیست&zwnj ها دانست]. در سال 1863 کثرت آثار رد شده از طرف داوران سالن اعتراض عمومی را برانگیخت و دولت مجبور شد نمایشگاهی با عنوان سالن مردودین (Salon des Refusé s) در جوار سالن رسمی به راه اندازد. پرده ی مشهور &rdquo ناهار در چمنزار&ldquo (Le Dé jeuner Sur Lherbe) مانه که آشکارا قراردادهای سنتی را نادیده گرفته بود، در همین سالن مردودین در معرض نمایش گذاشته شد. پس از این، مانه و پیروان جوان او _ یعنی امپرسیونیست&zwnj های بعدی_ به عنوان نقاشان هرج و مرج طلب و بی&zwnj قانون در سبک معروف شدند. از طرف دیگر، تحت تاثیر تغییر سلیقه عامه، هنر آکادمیک نیز تدریجا ظاهر متنوع&zwnj تری پیدا کرد. چنان که در زمان امپرسیونیست&zwnj ها، شاخص&zwnj ترین نمونه&zwnj های هنر آکادمیک[مثلاٌ آثار بوگرو و کابانل(Cabanel/Bouguereau)] ملغمه&zwnj ای بودنداز کلیشه&zwnj سازی کلاسیک، احساساتیگری رمانتیک و واقعنمایی رئالیستی، البته با پرداختی شسته و رفته و عالی؛ یعنی دقیقاً همان مشخصاتی که نقاشی امپرسیونیست به اتهام فقدان آن محکوم می&zwnj شد. در واقع، آنچه نقاشان آکادمیک را به خشم می&zwnj آورد این بود که امپرسیونیست&zwnj ها در پی کوربه « از روی دیوار موزه به میان طبیعت و اجتماع جهیده بودند» . شاید نظیر این دشمنی سنت&zwnj گرایان با نوجویان را در جای دیگری از تاریخ هنر مدرن نتوان یافت.
امپرسیونیسم در بسیاری جنبه&zwnj ها ادامه منطقی رئالیسم کوربه محسوب می&zwnj شود، به اضافه یک دستاورد مهم در نحوه استفاده از رنگ. امپرسیونیست&zwnj ها از این نظریه قدیمی که رنگ صرفاًعامل فرعی و ثانوی برای توصیف فرم است فاصله گرفتند و به رنگ امکان دادند تا نقشی مستقل و مؤثر در نقاشی ایفا کند. در سنت نقاشی طبیعتگرای اروپایی، دستکم از زمان لئوناردوداوینچی، جسمیت شی&zwnj ء یا عمق و کیفیت سه&zwnj بعدی آن را با درجات مختلف رنگسایه نشان می&zwnj دادند: نور با رنگسایه&zwnj های روشن، و سایه با رنگسایه&zwnj های تیره قهوه&zwnj یی تا سیاه. اما امپرسیونیست&zwnj ها گویی منشوری در برابر طبیعت نهادند و نور خورشید را به نورهای رنگی طیف مرئی تجزیه کردند. نقاشان امپرسیونیست با سپردن خود به تجربه بصری و با کار مستقیم در طبیعت توانستند این انقلاب را در رنگ پدید آورند . کلود مُنه به نقاشان توصیه می&zwnj کرد:&zwnj « وقتی برای نقاشی کردن در طبیعت حضور می&zwnj یابید، سعی کنید اشیایی چون درخت و خانه و دشت را که در برابرتان قرار دارند، فراموش کنید. فقط این طور فکر کنید: اینجا یک مربع کوچک آبی است، اینجا یک مستطیل به رنگ گلبهی است، اینجا رگه&zwnj ای به رنگ زرد است. و آن را همان&zwnj گونه که به نظرتان می&zwnj آید نقاشی کنید تا .... امپرسیون (دریافت) ساده&zwnj ای را از صحنه بنمایاند» .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 19 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

لینک منبع و پست :http://campiran.ir/project-106740-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7%d8%a1-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%b3%d9%8a%d9%88%d9%86%d9%8a%d8%b3/
- ۹۵/۰۷/۰۲